برنامه صعود به قله الوند : (قسمت دوم)
قسمت دوم : از آبشار گنجنامه تا میدان میشان
ساعت 30 : 8 صبح بود که از گنجنامه به سمت دشت میشان حرکت کردیم . مسیر خیلی شلوغ بود ، ما هم خیلی آرام حرکت می کردیم . بالای آبشار اردوگاه فرهنگی و ورزشی شهید مدنی قرار دارد در کنار مسیر نهر آبی جریان داشت . این همان نهری است که در نهایت از بالای آبشار به پایین سرازیر می شود . 5 - 6 تا گاو هم در جلوی ما در حال حرکت بودند که حسابی باعث معطلی مردم شده بودند . کمی بالاتر که رفتیم از کنار دکل تله کابین عبور کردیم . همانطور که در قسمت قبلی گفتم ، تله کابین خاموش بود ، راهنمای ما می گفت که : " هفته گذشته تله کابین حادثه آفریده بود و موجب زخمی شدن یک نفر شده بود و به همین علت اکنون در دست بررسی حادثه و رفع نقص می باشند . " راهنمای ما جزو نیروهای امداد کوهستان شهر همدان بود . خدا خیرش بدهد ، ما را تا بالای قله مشایعت کرد . از آبشار گنجنامه تا میدان میشان ارتفاع در حدود 700 متر زیاد می شود و به 2540 متر می رسد و ارتفاع قله الوند 3450 متر می باشد . در کنار مسیر آبشارهای کوچک و بزرگی جریان دارد که شنیدن صدای فروریختن آب بر روی سنگها احساس لذت بخشی به آدم می دهد . پس از صعود از دو شیب تند به جایی رسیدیم که در مقابلمان پناهگاه میدان میشان بود و پشت سرمان منظره زیبایی از شهر همدان . میدان میشان یک منطقه تاریخی و تقریباً مسطح است ، این منطقه برای پیست اسکی و احداث تله کابین در نظر گرفته شده است . پناهگاه میدان میشان 44 سال پیش با کار جمعی عده ای از کوهنوردان استان همدان بنا شد ، در آن زمان فقط پناهگاه توچال در شمال تهران ساخته شده بود . ساعت 30 : 11 به پناهگاه رسیدیم و حدود نیم ساعت استراحت کردیم و غذای سبکی خوردیم و به سمت تخت نادر حرکت کردیم .
به طور اتفاقی روز رفتن ما متقارن شده بود با رو جشن 44 سالگی پناهگاه میدان میشان . وقتی این مناسبت را دیدم ، در دلم گفتم که واقعاً دم همدانی ها گرم ، چه همتی داشتند که 44 سال پیش پناهگاه به این زیبایی را کلنگ زده اند . که دومین پناهگاه کوهنوردی کشور می باشد . در طبقه بالای پناهگاه سالن بزرگی قرار داشت که به عنوان نمازخانه استفاده می شد و یک سالن بزرگ دیگر دارای تعداد زیادی تخت خواب جهت استراحت کوهنوردان بود . بوفه پناهگاه هم رونق زیادی داشت .
یک ساعتی در پناهگاه حضور داشتیم و کمی از تنقلات خوردیم ُ کوله ها را در یکی از اطاق های پناهگاه قرار دادیم و به سمت تخت نادر حرکت کردیم .

