تبليغاتX
.:: زیبایی های سرزمین من ::. - دشت گُرچال
زیبایی های سرزمین من

دشت گُرچال

گرچال
به دشتی که گرچال باشد به نام       بیامد ز پی مردم نیکنام

کلمۀ گُرچال از ترکیب دو نام گُر + چال گرفته شده‌است.  گُر در گویش ایرانیان باستان به معنای آتش و چال نیز به معنای جایگاه بوده‌است که این دشت را در گذشته گُرچال به معنای جایگاه آتش یا آتشدان می‌نامیده‌اند. گمان بر این است که علت این نامگذاری گرمتر بودن این دشت نسبت به قله‌های سر به فلک کشیده اطرافش همچون یک آتشدان و پدید آمدن جانپناهی برای فرار از سرمای مرگ آور بوده‌است.
به روایتی دیگر این دشت سرزمین آتش ایزدی بوده‌است که بنا بر روایات شاهنامه، فرانک پس از مرگ همسر جوانش آبتین به دست ضحاک و برای فرار از ستم وی، فرزند خردسالش فریدون را در آنجا به دست دشتبان سپرده‌است تا بزرگ شود.

به دشتی که گرچال باشد به نام

بیامد ز پی مردم نیکنام

کمر بسته کوههای سترگ

 

به آبشخورش مرغ و میش است و گرگ

دشت گُرچال  در ارتفاع 2400 متری از سطح دریا قرار گرفته است ، احتمالاً منظور از مصرع " کمر بسته کوههای سترگ " قله‌های مجاور این دشت می باشد . از جمله این قله ها می توان به قلهٔ ریزان (۳٬۶۵۰ متر)، پرسون (۳٬۱۰۰ متر)، آتشکوه (۳٬۸۵۰ متر) و مهرچال (۳۹۲۰ متر) اشاره کرد . ما در این برنامه شب را در این دشت سپری کردیم و بعد برنامۀ صعود به قلۀ پرسون را اجرا کردیم .
با ما باشید تا در ادامۀ مطلب نحوه رسیدن به دشت گرچال و شرح مختصری از برنامه صعود را با هم مرور کنیم .

نحوه دسترسی به دشت گرچال
لواسان بزرگ در 25 کیلومتری شمال تهران قرار گرفته است . ما بعد از ظهر بود که به لواسانات رسیدیم . روستاي افجه بخشي لواسانات تهران است . اگر از مرکز لواسان بزرگ 8 كيلومتر به سمت شمال شرقي برويم به ده افجه خواهيم رسيد . روستایی سرسبز با کوچه باغ های زیبا .

 از افجه تا دشت گُرچال
ما ساعت 6 بعد از ظهر به افجه رسیدیم . با اینکه اواسط تابستان بود ، هوا بسیار خنک شده بود . (در هر فصلی که هستید ، حتماً لباس گرم با خود ببرید . ) در انتهای روستای افجه میدانگاه کوچکی وجود دارد که محصولات باغی در آن به فروش می رسد . وسیله نقلیه را باید در همین میدانگاه پارک کنید و بقیه مسیر را پیاده تشریف ببرید . در سمت چپ میدان معدن فعالی وجود دارد و در سمت راست رودخانۀ کوچکی است که بعد از آن جاده ای خاکی وجود دارد ، فقط خودروهای دو دیفرانسیل قادر به عبور از آن هستند . این همان جاده ای است به دشت گرچال ختم می شود . حداکثر با یک ساعت و نیم پیاده روی سبک به دشت گرچال خواهید رسید .
حدود یک ساعت طول کشید تا دوستان آماده شوند . کاریش نمی شد کرد چون جمع و جور کردن 12 نفر زمان می بره دیگه .

وقتی به دشت رسیدیم . . .
ساعت 9 شب به دشت گرچال رسیدیم . هوا کاملاً تاریک شده بود و باد سردی می وزید . از دور نورچراغی دیده می شد . یک راست به سمت نور رفتیم . چند تا سگ واق واق کنان به استقبالمون اومدند . راستش کمی ترسیدیم ، بچه ها دور هم جمع شدند ،  وقتی سگها نزدیک تر آمدند دیدم که دله و بی بخار هستند . جوری وانمود کردیم که انگار اصلاً سگ ها را نمی بینیم . و باز به سمت نور رفتیم . در وسط دشت چند درخت سرو وجود دارد و یک کلبه کوچک که محل اقامت چوپان ها می باشد . نور از این کلبۀ ساطح می شد .در کنار کلبه چشمه آب خنکی وجود دارد . دست و صورت را شستیم و چادرها را بر پا کردیم . شب سردی بود . و بعد از خوردن شام سریع به داخل کسیه خواب یک نفره ام رفتم و تا صبح لرزیدم . جاتون خالی !
بچه ها زحمت کشیده بودند و سفره پر و پیمونی انداخته بودند . حداقل 10 مدل غذا سر سفره بود .

صبح روز بعد
صبح که از خواب بیدار شدم . هوا حسابی سرد شده بود . راستش رو بخواید من گول اسم این دشت و نوشته های پاراگراف اول رو خوردم که اونجا آتش ایزدی هست و حتماً گرمایی هم دارد . به همین خاطر فقط تیشرت همراهم برده بودم ، صبح هوا خیلی سرد شده بود ، آب چشمه هم یخ یخ بود . با خودم می گفتم که  آدم به دست ضحاک کشته بشه بهتره تا اینجا از سرما بمیره . مجبور شدم همه تیشرت ها را روی هم بپوشم ، باز دیدم که جوابگو نیست . به ناچار بادگیر یکی از دوستان رو قرض کردم و پوشیدم . این عکس رو صبح گرفتم .  دیگه داشتیم آمادۀ حرکت جهت صعود به قله پرسون می شدیم .

لواسان - افجه پرسون - گرچال 
صبح ، قبل از حرکت از دشت به سمت قله پرسون . سمت راست عکس در پشت درختان کلبه قرار داشت .

در دامنه قله پرسون
بعد از یک ساعت پیاده روی و بالا رفتن از دامنه کوه سریعاً هوا گرم شد . مسیر حرکت جاده مالرویی بود که در سمت راست آن رودخانه کم آبی قرار داشت . چند تا چشمه و آبشار هم توی راه بود که تقریباً 90 درصد از آب آنها کاسته شده بود . مسیر خوبی بود و اصلاً شیب تندی نداشت . هر کسی می توانست به راحتی از دامنه کوه بالا برود . در سمت راست رودخانه هم مسیر مالروی دیگر وجود داشت که هر دو به یک جا ختم می شدند . ولی چوپانها می گفتند که مسیر دست چپی بهتر است ، چون گوسفندان در دامنه سمت راست رودخانه می چرند و سنگهای این ناحیه را لق کرده اند .

 دامنه قله پرسون
دامنه قله پرسون

منظره دماوند از بالای قله پرسون
هر چقدر بالاتر می رفتیم با مناظر زیباتری روبرو می شدیم . تا اینکه به نوک قله پرسون رسیدیم . در تصویر زیر در انتهای عکس شبهی از قلۀ زیبای دماوند دیده می شود . این عکس با دوربین دیجیتال G10 کانون گرفته شده است .ولی باز نمایانگر شکوه این منظره نیست . اگر خوب دقت کنید می توانید توده ابر دور قله را هم ببینید . از دشت گرچال تا نوک قله چیزی در حدود سه ساعت طول کشید . دو ساعته هم از قله به دشت رسیدیم

قله دماوند از بالای قله پرسون
تصویری از دماوند ، گرفته شده از بالای قله پرسون

وجه تسمیه دشت هویج
اهالی می گفتند که قبلاً در این دشت هویج می کاشتند . به همین خاطر این ناحیه بیشتر به دشت هویج معروف است . ما که اونجا نه یک دونه هویج دیدیم و نه خرگوش ! البته خر اونجا زیاد بود . احتمالاً همین خرها هویج ها رو خوردن و رفته پی کارش ! این هم یکی از اون خرها بود . زیر سایه درختان بید لم داده بود و برای نامزدش میس کال می انداخت . شب هم زده بود زیر آواز ، نگذاشت ما تا صبح بخوابیم .

 دشت هویج
نمونه ای از خرهای دشت هویج که نسل هویج رو در این دشت از بین برده اند .

ببخشید که عکس های این برنامه کم شد ، برادرم رفته بود مسافرت و دوربین من رو با خودش برده بود . مجبور شدم که عکس های این برنامه رو از جواد جون بگیرم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 6:15  توسط علی  |